خود شناسي دختران
در اينجا ما يك خود كاذب داريم كه با كمك آن خود را با چيزهايي كه آدمها از ما مي خواهند تطبيق مي دهيم.
آيا ممكن است برعكس اين مطلب هم باشد، يعني بقيه با ما سازش كنند و ما از هر جهت احساس رضايت كنيم؟
بله ممكن است اين هم باشد، در هر صورت تشخيص اين مطلب خيلي مهم است كه ما واقعاً چقدر شاديم.
به عنوان يك متخصص مي توانيد براي اين شادي و رضايت، شاخصها و تعاريفي ارائه كنيد؟ به عنوان مثال اگر از فرد تازه ازدواج كرده اي بپرسيد آيا واقعاً را ضي هستي واو پاسخ دهد؛ بله،ممكن است بنا به دلايلي كه برايتان در حيطه حرفه اي مهم است بخواهيد او را د راين زمينه بسنجيد ، براي اين سنجش چه شاخص هايي را به كار مي گيريد؟
- اولين شاخص همين احساس رضايتمندي عميق قلبي است. يعني احساس كنيد دلتان سنگين نيست، احساس كمبود نكنيد. احساس كنيد كه از زندگي مي توانيد لذت ببريد. از زمان حال مي توانيد لذت ببريد. فقط به اميد آينده نيستيد. توانايي تفريح كردن و از اين تفريح لذت بردن را داريد. توانايي بازي كردن را داريد. توانايي داريد از ارتباطات خود احساس نزديكي و صميميت واقعي بكنيد.
بتوانيد دراين دنيا با يك نفر آنقدر نزديك باشيد كه همه چيزتان را به او بگوييد و امن باشيد. حس كنيد اين آدم از مطلب سوء استفاده نخواهد كرد. احساس كنيد شما را مي پذيرد با تمام كمي ها و كاستيهايتان . يعني احساس كنيد كه كسي هست كه با او خود واقعي تان باشيد.
شاخصهاي ديگر و غير مستقيم اين است كه فردي كه احساس رضايتمند ي دارد، شبها خوب وراحت مي خوابد و صبح كه بيدار مي شود احساس مي كند خسته نيست، اشتهايش خوب است، خوابهايي كه مي بيند خوابهاي پريشان نيستند كه او را از خواب نيمه شب بيدار و ناراحت كند، خواب ترسناك و وحشت آور نمي بيند. مثلاً اين شخص ازدواج كرده، در ارتباطات فيزيكي با همسرش احساس رضايت مي كند و در اين زمينه مشكلي ندارد. اين علامتها را بايد در سنجش شادي و رضايت توجه كرد.
اگر فردي بداند كه دنبال چه چيزي است، خواسته، آرزو، نياز و يا هدفش چيست، صرف نظر از آنكه چه مقدار به آن دست يافته است، آيا خود دانستن اين هدف و خواسته، شاخصي از سلامت روان است؟
- صد در صد. نه تنها اينكه بداندچه مي خواهد و نيازهايش چيست، بلكه بايد بتواند با احساساتش درتماس باشد. بسياري از مواقع ما متوجه مي شويم كه آدمها با احساس نارضايتي، با ناراحت شدنها و كمبودهايشان درتماس نيستند.
نمي دانند كه ناراحت هستند. نمي دانند كه چيزي درزندگي آنها كم است. نمي دانند كه راضي نيستند. نمي دانند كه غمگين هستند. نمي دانند كه در ترس و وحشت و ناامني هستند. نمي دانند كه در احساس حسادت و حسرت و غبطه خوردن در زندگي هاي ناكرده شان هستند.
منظور شما اين است كه همين اندازه دانستن يك مرحله خوب در خودشناسي به حساب مي آيد، يعني اينكه انسان بداند آنچه را مي خواهد
و ندارد، چيست ؟
بله، بداند كه چه ندارد. اتفاقاً در اينجا يك مسئله جالب پيش مي آيد و آن در رابطه با دخترهاي فراري است. زماني كه در مركز ريحانه با آنها كارمي كرديم، مي ديديم گاهي مواقع از نظر برخوردي يا نگرشي در رابطه با اين دخترها گرايشي دربزرگسالان وجود دارد كه خود آنها مقصر و يا دچار بعضي بيماريهاي رواني شناخته مي شوند يا به طور كلي مي گويند خودشان ناسازگاربودند واين عمل را انجام دادند. من در تجربه ام با اين دخترها متوجه يك بخش سالمي از وجود آنها شدم. در واقع آن بخش سالم آنها بوده كه توانسته است تشخيص دهند اين خانواده سالم نيست و بايد خود را از اين خانواده نجات دهند.
من از اين بخش سالم استفاده مي كردم براي اينكه به آنها كمك كنم اين نقطه قوت را بشناسند وبه اين بخش در خودشان اعتقاد پيدا كنند و از اين بخش استفاده هاي ديگري در راستاي كارهاي سازنده تر داشته باشند. ازجمله اينكه د رارتباطات ديگري كه درخارج از خانه دارند مراقب خود باشند. همانطوري كه به خاطر مواظبت از خودشان بوده كه از آن پدر، عمو يا يك فرد متجاوز خانواده يا فاميل فرار كرده اند.
آيا فكر نمي كنيد اين مسئله را بايد به غير از دخترها به بزرگترها و جامعه هم بباورانيم كه اين دخترها اصولاً و ذاتاً بد نيستند و اين احساس بي اعتقادي به خود و احساس بد بودن است كه آنها را به سوي رفتارهاي نامطلوب سوق مي دهد و امكان فرار مجدد را براي آنها فراهم مي آورد؟
الان صدا و سيما به نحو احسن اين كار را انجام مي دهد. اين همه تمركز روي روان شناسي و برنامه هاي روان شناختي كه تمام كانالها دارند، اصولاً فوق العاده و بي سابقه است. من كه در هيچ جاي دنيا نديده ام .البته در اين برنامه ها اگر صحبتها و سوالها عيني تر وملموس تر شوند، خيلي بهتر است . اگر مقداري درباره مسايل عاطفي ريز درون خانواده، صحبت و براي حل آنها كمك شود. مي توان برنامه هاي مفيدتري هم داشت، طوري كه سايرين هم از اين كار الگو بگيرند. اگر در برنامه هايي، خود زوج يا مجموعه خانواده در تلويزيون ظاهر و حاضر به صحبت شوند و درجلسات مشاوره زنده ( مثلاً در پشت پاراوان بدون آنكه چهره شان معلوم باشد) حرف بزنند، كمك بزرگي به خانواده هاي ديگر مي شود.
آيا شما خواسته هاي افراد را هم بررسي مي كنيد؟
مسلماً بعضي از خواسته ها، خواسته “خود” واقعي نيست؛ بلكه خواسته هاي ” خودكاذب” است، مثل خواسته تاييد شدن هميشه و صد درصد از بيرون. فرد ياد گرفته كه هميشه عزت نفس خود را توسط تاييد شدن از بيرون تامين كند. اين تقصير خود او نيست كه اين طور شده . از كودكي مدام به او گفته اند كه اگر مي خواهي دختر خوبي باشي كاري را كه من مي گويم بكن .
او ياد نگرفته هماني كه هست، كافي و خوب است. وقتي كودكي اين پيام را از بيرون مي گيرد كه هر جور باشد، كافي وخوب است و پدر و مادر او را دوست دارند، آن وقت دوست داشتن بي قيد و شرط را در اوايل زندگي ياد مي گيرد وبه صورت خودكار آن را به ديگران منتقل مي كند. ما آدم ها به گونه اي ساخته شده ايم كه وقتي دوست داشتن بي قيد و شرط را در زندگي دريافت كنيم به طور طبيعي يك دگر خواهي وتوجه و مراعات به ديگران درما رشد مي كند.
آيا اين كه فرد مي خواهد هميشه از بيرون تاييد بشود، مثالي ازخود كاذب است؟
دقيقاً! خيلي وقت ها ما از بچه ها توقع بيخود داريم . مثلاً در مورد درس خواندن و نمره 20 گرفتن ؛ معلوم نيست نمره بيست خواسته چه كسي است؟ آن قدر خواسته خود بچه ها و پدر و مادرشان مخلوط شده كه معلوم نيست، اين خواسته خودشان است يا خواسته پدرو مادرشان. اين خود واقعي بعد از مدتي آنقدر دفن مي شود كه ديگر دسترسي به آن ممكن نيست.
لازم است كه پدرومادرها ويژگي هاي كودكشان را كه از ديگران متفاوت است كشف كنند تا او بتواند با اين ويژگي هاي خلقي زندگي كند. آنها بايد بدانند كودكشان جدي يا شوخ طبع است ، بازيگوش يا آرام است وبه طور كلي به او فرصت بدهند همان ” خود” ي را كه هست، ابراز كند.
خيلي از پدرو مادرها ازاين كه كودك خودش باشد، مي ترسند. اشتباه در تجربه “من” هيچ گاه ، اتفاق نمي افتد، مگر اين كه كودك الگو هاي بدي از پدر و مادرش گرفته باشد يا اين كه با محبت و علاقه واقعي بزرگ نشده باشد. فقط دراين صورت است كه كودك درارضاي خواسته هاي واقعي خود، به خطا مي رود.





Thursday 10 May 2007 at 3:13 AM
چرا آدم به یک نفر این قدر وابسته میشه ؟ ولی در صورتی که خدا هست و پایدار ترین عشق رو داره
و اصلا عشق چی
Saturday 8 September 2007 at 12:41 AM
خوب گفتی میلاد
Sunday 6 January 2008 at 6:52 PM
عشق به چیزهای دنیوی یعنی پوچ . عشق به خدا برترین عشق ای است که انسان میتواند به آن اعتماد کند.
Tuesday 18 March 2008 at 5:16 PM
شیده گفت: عشق یعنی علاقه نه کفگیر و ملاقه
Saturday 29 March 2008 at 12:04 PM
عشق مثل خدا برای هر کس یه معنی داره درست عین این که هیچ انسانی وجود نداره که اثر انگشتش مثل کس دیگه ای باشه خدا و عشق هم برای هر کس یه معنایی داره یه بزرگی میگه :خدا یکی هست ولی به اندازه تمام ادم هایی که روی زمین وجود دارد خدا معنی شده به نظر من عشق یعنی وقتی که این قدر برای جامعه خودت مفید هستی که میتونی یه لبخند روی لب یکی بنشونی اوج عشق اینجاست
Sunday 11 May 2008 at 10:31 PM
توي دنيا عاشقها چه بي كسن.عاشقها عاقبتش خاروخسن.اين هارو بهت ميگم تا بدوني.عاشقي خيلي خطرناك حسن. ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooook
Thursday 26 June 2008 at 1:16 AM
عشق واقعى چيه؟ چه شكليه؟
Thursday 4 December 2008 at 10:50 AM
man asheghe mohamadam va un ham ino dark mikone be in migan khoshbakhtie vageii.
Thursday 4 December 2008 at 11:04 AM
سلام متشکرم از مطالبتون امید وارم به دردمون بخوره
Thursday 4 December 2008 at 3:26 PM
salam khob bod dasteton dard nakone jalebe
Thursday 1 January 2009 at 9:21 PM
عشق یعنی خودت رو ندیدن یعنی دیگران رو اینقدر دیدن تا محو شدن از عاشق شدن بیزارم .
اما عاشق خدا شدن بحثی جداست که من تا به حال ندیدم کسی عاشق خدا باشه همش شعار بوده و بس
Monday 5 January 2009 at 12:52 AM
سلام . از مطالبت واقعا خوشم اومد. ديده بازي داري و خوشحال ميشم گسترده ترش كني…
موفق باشي.
Monday 12 January 2009 at 10:46 AM
نمیدونم !فکر میکردم خ.دمو میشناسم.عشقم بهش واقعی بود.اونم دوست داشتنش واقعی بود.اما بعد از3سال دوستی و رابطهی عمیق و تصمیم ازدواج بهم خیانت کرد!!!باورتون نمیشه اگه بگم هنوز باهاش دوستم و بخشیدمش!از آینده می ترسم
Monday 12 January 2009 at 10:54 AM
جالبه بدونین دلیلش هم واسه این کار این بود که منتظر بودی من کارام درست شه و بیام خواستگاری! منم معلوم نیست تا کی موقعیتم درست شه نمیخوام منتظرم باشی!عجب پروییه!
بعدم ازم خواهش کرد باز با هم باشیم منم گفتم تیریپ ازدواجو بهم میزنیم.نمیدونم اگه 2باره این کارو کرد چی؟اما منم دیگه میخوام واسه خودم زندگی کنم
Sunday 18 January 2009 at 3:13 PM
مجله ي جالبي براي اولين با بود كه وارد همچين سايتي مي شدم اميدوارم دردم را بفهميدsahar
Monday 2 February 2009 at 11:40 AM
سلام . جالب بود مرسی
Monday 9 February 2009 at 7:44 PM
عالی بود.مرسی
Thursday 26 February 2009 at 4:17 PM
واقعا مطالب جالبی بود.
Sunday 1 March 2009 at 3:08 PM
خوب بود
Wednesday 11 March 2009 at 3:21 AM
خوب بود مرسی
Saturday 25 April 2009 at 3:33 PM
ادم تا عشق زمینی رو تجربه نکنه نمیتونه عظمت عشق خدا رو درک کنه
Tuesday 28 April 2009 at 10:28 AM
به خاطر بلاهایی که به سرم اومده دیگه به هیچ چیز اعقاد ندارم . اما عشق به خدا آرامش بخش است خدایا عاشقتم
Tuesday 12 May 2009 at 8:07 AM
با مشکلاتی که داشتم و در بی سر و سامانی زندگی می کردم عشق وسعادتی از طرف خدا برام عنایت شد . که خود باورم نمی شد من از خدایم متشکرم
Wednesday 13 May 2009 at 12:36 PM
hamishe migoftam asheghi chie dige,asheghi yani zaefe adamiat,vali hali ke daram misham mitarsam ke begamo ghabol nakone.
Wednesday 3 June 2009 at 3:36 PM
harfatun jaleb b ud
Tuesday 23 June 2009 at 12:36 PM
من کاملا با نرگس موافقم ایول نرگس جون
Monday 13 July 2009 at 5:19 PM
age eshgh zmini nabashe adama hich vaght eshgh khodai ru nemifahman shayad zamini bashe vase eshgh elahi
Saturday 1 August 2009 at 4:06 PM
eshgh yani tamashye parvaze gesoye del .eshgh yani garme sohbat shodan
Monday 3 August 2009 at 7:20 PM
كاش من پسربودم چون ازاديه پسرا بيشتره
كاش دربحث روانشناسيتون باپدرمادرا صحبت ميكردين تابامااين نسل خودمون رفتاركنند
تامامجبورنشيم يباشكي باكسي درارتباط باشيم واون موقع برامون اتفاقيم نيفته
عشق يعني باديگران ارتباط داشتن اگرپدرومادرااين عشقونگيرند
Sunday 9 August 2009 at 3:12 PM
عشق یعنی ع لاقه ی ش دید ق لبی
Thursday 13 August 2009 at 11:41 PM
yani mifahme asheghesham
Wednesday 19 August 2009 at 11:48 AM
man yek bar asheghe ostademoon shodam ama nazashtam befahme chon doost nadashtan ezate nafsam va ghoorooram paeen biad ama age bakham rastesho begam man vaghean asheghe khodavand hastam va be tamamie bande hayi ke hes mikonam az man ashegh tran hasoodi mikonam ama nemidoonam chera ba in hame alaghe hes mikonam khoda man ro doost nadare va man ro dar zomre bande haye bad gharar mide ?mishe man ro rahnamayi kone yeki ke chera in jooriam? site jalebi darin mamnoon
Thursday 27 August 2009 at 11:43 PM
کاش عشق واقعی تو این ذنیا وجودداشت
Monday 31 August 2009 at 7:54 AM
مطالب مفیدی بودند ایشالا ما بتونیم واسه نسل بعد اجرا کنیم. ولی خودمون چی؟ که اگه اینا برامون اجرا نشده کار از کار گذشته ها؟؟؟؟
Friday 4 September 2009 at 3:14 PM
kheyli aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod
Sunday 13 September 2009 at 3:22 PM
مطالب کاملا علمی و مفید بود. به نظر من همه ی انسان ها نیاز به مشاوره با یک روانکاو را دارند اما دسترسی به همچین شخصی به دلیل هزینه ی زیاد ویزیت اکثر اوقات مقدور نیست.چون یک جلسه کافی نیست. برنامه های روانشناسی هم اکثرا صبح پخش می شود که خیلی ها در دانشگاه یا سر کار هستند.
Wednesday 30 September 2009 at 5:00 PM
خیلی بهم کمک کرد مرسی
Saturday 10 October 2009 at 2:57 PM
motasefane,dokhtara az lahaze ehsasi kheili ghavitar az pesaran vali ba jamei ke ma tosh zendegi mikonim ke dokhtara tosh khelil ejaze har kario nadarn.be nazaram az ye lahaz khobe az ye lahaz dige bad.az inke age har azadi dashte bashan momkene be karaye bado badtar dast bezanan ke onvaght mishe ye khesarat jobrannapazir.vali az inam bade ke be dokhtar ejaze shenakhte tarafe moghabel manzor janse mokhalef dade nemishe.be nazaram agar pesar ba dokhtar rabetei dare behtare az charchobe khodemon tekon nakhore bavar konim ke behtare…..dokhtar agar to eshgh shekast bokhore dige donya barash jahaname.pas behtare ghable inke ashegh shim tarafe moghabelemon ro khob beshnasim….man khodam dokhtariam 19 sale.ashegho divoneye shoharam.baham 1 sal dost bodim halam zano shohar.be jorat mitonam begam ke khoshbakht tar az man to donya vojod nadare
Sunday 11 October 2009 at 12:31 AM
من فکر می کردم عاشق شدم ولی بعد از یه مدت فهمیدم نه! این عشق نیست چون بعد از 2 هفته فراموشش کردم!!!! نه واسه یکی چند بار برام پیش اومده!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Thursday 15 October 2009 at 5:25 AM
عشق زيبا و خوشاينده و براي دوامش بايد آنرا بامنطق همراه كنيم
Thursday 15 October 2009 at 10:27 AM
عشق زیباترین دروغ دنیاست
Friday 16 October 2009 at 7:36 PM
faghato faghat ye soe tafahome ke ba MOTEASSEFAM tamoom mishe,hamiiiiiiiiiiiiiiiiiin
Saturday 31 October 2009 at 3:36 PM
شما در مورداین سوال چه جوابی میدهید:انسان مادر خود را دوست دارد یا خدای خود را؟……………….. ………بدون شک جواب شما این خواهد بود:شما عاشق مادر خود هستید.
Monday 16 November 2009 at 3:49 PM
سلام عالی بود!!!!!!
قابل توجه بالایی ها:میگن دل جای خشکلترین هاست . ببینم ایا خشکلتر و با ارزش تر و با عظمت تر از خدا هم هست که عاشقش باشین؟؟؟؟؟
عشق حقیقی بین مادرو بچش و خدا و بندشه!
Saturday 28 November 2009 at 3:39 PM
مهم نیست قفل ها دست کیه مهم اینه که کلید ها دست خداست.
Saturday 28 November 2009 at 4:05 PM
vase omid:toye hameye kelasaye darsim hameye moalema migan aval khoda bad pedaro madar toye eshgh ham hamin tore.
Saturday 28 November 2009 at 4:58 PM
عالیییییی بود
Monday 25 January 2010 at 9:27 AM
مطالب همه عزیزان نظرشخسیشونه عشق خوبه برای مدتی بعد ازاون به نظرمن درک کردن مهمتره
Tuesday 26 January 2010 at 1:54 PM
عشق پاک زیباست ولی نا پاک کثیف است بهتر است فکر کرده وسپس تصمیم بگیریم مطلبتون عالی بود
Tuesday 26 January 2010 at 1:58 PM
و ای کاش به خاطر کسی که دل را می سوزانم بداند که او را دوست دارم