<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	>
<channel>
	<title>Comments on: افسردگی چیست؟</title>
	<atom:link href="http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45</link>
	<description>از مدل مو ، مد لباس و مدهای آرایشی تا مسائل روز به سبک دخترونه !</description>
	<pubDate>Wed, 07 Jan 2009 01:59:23 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: غزل</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-199152</link>
		<dc:creator>غزل</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Dec 2008 11:11:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-199152</guid>
		<description>سلام به همه ی دوستام راستش فکر نکنین ادم افسرده دیوونس یا حرکاتش کارای یک روانی محسوب میشه.نه همه ی ما مقداری افسردگی داریم نمی شه فردی توی این جامعه زندگی کنه و افسرده نباشه مهم اینه که نذاریم افسرده بمونیم.
من خودم به شدت این حس رو دارم و همیشه از زندگیم روی زمین شاکیم.اما کاری نمیشه کرد هزار بار خواستم خود کشی کنم ولی واسه عزیزام که دوسشون دارم موندم تا بازم از زندگیم شاکی باشم......................
ارزومند ارزوهایتان.
غزل</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همه ی دوستام راستش فکر نکنین ادم افسرده دیوونس یا حرکاتش کارای یک روانی محسوب میشه.نه همه ی ما مقداری افسردگی داریم نمی شه فردی توی این جامعه زندگی کنه و افسرده نباشه مهم اینه که نذاریم افسرده بمونیم.<br />
من خودم به شدت این حس رو دارم و همیشه از زندگیم روی زمین شاکیم.اما کاری نمیشه کرد هزار بار خواستم خود کشی کنم ولی واسه عزیزام که دوسشون دارم موندم تا بازم از زندگیم شاکی باشم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
ارزومند ارزوهایتان.<br />
غزل</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: دُرَیه</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-198128</link>
		<dc:creator>دُرَیه</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 21:05:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-198128</guid>
		<description>من دکتر رفتم و گفت افسردگی گرفتم   
خودم احساس میکردم گرفتم چون قبل از نامزدیم حدود 2 سال پیش شر شیطونترین دختر بودم ولی بعدا از اون یواش یواش منزوی و گوشه گیر شدم و حتی گاهی اوقات فوق الاده عصبی میشم  .. خلاصه بگذریم نمی خوام خستتون کنم  خدا را شکر دارم درمان میکنم و میخوام برام دعا کنید که دوباره همون دختر خوب چند سال پیش بشم و بیماریم برنگرده</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من دکتر رفتم و گفت افسردگی گرفتم<br />
خودم احساس میکردم گرفتم چون قبل از نامزدیم حدود 2 سال پیش شر شیطونترین دختر بودم ولی بعدا از اون یواش یواش منزوی و گوشه گیر شدم و حتی گاهی اوقات فوق الاده عصبی میشم  .. خلاصه بگذریم نمی خوام خستتون کنم  خدا را شکر دارم درمان میکنم و میخوام برام دعا کنید که دوباره همون دختر خوب چند سال پیش بشم و بیماریم برنگرده</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: معصومه</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-198036</link>
		<dc:creator>معصومه</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Nov 2008 13:04:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-198036</guid>
		<description>منم به پوچی رسیدم . تنهایی چیزی که نمی زاره من خود کشی کنم نگرانی از حالت مادر و خواهرم بعد از مرگ منه چون منو خیلی دوست دارند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم به پوچی رسیدم . تنهایی چیزی که نمی زاره من خود کشی کنم نگرانی از حالت مادر و خواهرم بعد از مرگ منه چون منو خیلی دوست دارند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: roya</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-198018</link>
		<dc:creator>roya</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 07 Nov 2008 07:11:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-198018</guid>
		<description>سلام 
همه به من میگن تو آدم موفقی هستی ولی نمی دونم چرا همش گریم میگیره انگار دلم برای خودم میسوزه و از خودم خجالت می کشم و تو خیابونم جدیدا اشک تو چشام همینطوری خود به خود پر میشه خیلی خسته ام ولی در عین حال پر انرژی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
همه به من میگن تو آدم موفقی هستی ولی نمی دونم چرا همش گریم میگیره انگار دلم برای خودم میسوزه و از خودم خجالت می کشم و تو خیابونم جدیدا اشک تو چشام همینطوری خود به خود پر میشه خیلی خسته ام ولی در عین حال پر انرژی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: لاله</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-197987</link>
		<dc:creator>لاله</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Nov 2008 13:10:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-197987</guid>
		<description>میدونید آدم وقتی واسه رضایت خودش و گاهی هم عزیزانش تلاش میکنه اونوقته که زندگیش معنی پیدا کرده.وقتی کاری میکنید که ازش راضی هستید یا به خاطر رضایت خودتون یه سری سختیا رو تحمل میکنید انگار به خودتون محبت میکنید .این یعنی شما به نظر خودتون خیلی مهمید .مهم و دوستداشتنی. من هم خیلی وقتا افسرده میشم به نظرم الان همه پتانسیل افسردگی رو دارن.ولی زیاد به این حسم رو نمیدم یعنی نمیذارم رشد کنه.
میدونید من فکر میکنم ما تو این دنیا خیلی تنهاییم اگه خودمون خودمون رو دوست نداشته باشیم و نخوایم یه کم این خود بیچاره رو راضی نگه داریم که دیگه خیلی تنها تر میشیم.
به نظرم اول آدما باید به این فکر کنن که چطور راضی می شن.این خود شما ازتون چه انتظاری داره.بعدش چون این خود عزیز از هر چیزی تو این دنیا واسه آدم حیاتی تره یه کمی ام شده واسش تلاش کنید.
شاید پدر مادرا و نزدیکامون بایدو نباید های خیلی سخت تری رو واسمون قائل شدن. شاید خود ما کمی مهربون تر از پدر و مادرامون باشه و انتظارات زیادی ازمون نداشته باشه.
کاش بیشتر از خدمون بدونیم.قبل از اینکه این کلکسیون شگفت هستی رو با رقبت و نادانی پیشکش خاک کنیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میدونید آدم وقتی واسه رضایت خودش و گاهی هم عزیزانش تلاش میکنه اونوقته که زندگیش معنی پیدا کرده.وقتی کاری میکنید که ازش راضی هستید یا به خاطر رضایت خودتون یه سری سختیا رو تحمل میکنید انگار به خودتون محبت میکنید .این یعنی شما به نظر خودتون خیلی مهمید .مهم و دوستداشتنی. من هم خیلی وقتا افسرده میشم به نظرم الان همه پتانسیل افسردگی رو دارن.ولی زیاد به این حسم رو نمیدم یعنی نمیذارم رشد کنه.<br />
میدونید من فکر میکنم ما تو این دنیا خیلی تنهاییم اگه خودمون خودمون رو دوست نداشته باشیم و نخوایم یه کم این خود بیچاره رو راضی نگه داریم که دیگه خیلی تنها تر میشیم.<br />
به نظرم اول آدما باید به این فکر کنن که چطور راضی می شن.این خود شما ازتون چه انتظاری داره.بعدش چون این خود عزیز از هر چیزی تو این دنیا واسه آدم حیاتی تره یه کمی ام شده واسش تلاش کنید.<br />
شاید پدر مادرا و نزدیکامون بایدو نباید های خیلی سخت تری رو واسمون قائل شدن. شاید خود ما کمی مهربون تر از پدر و مادرامون باشه و انتظارات زیادی ازمون نداشته باشه.<br />
کاش بیشتر از خدمون بدونیم.قبل از اینکه این کلکسیون شگفت هستی رو با رقبت و نادانی پیشکش خاک کنیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: پریسا</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-191739</link>
		<dc:creator>پریسا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 09:30:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-191739</guid>
		<description>با سلام به دوستهای گل و مهربون.من هم دچار این بیماری هستم ولی دارم رو مغز خودم کار میکنم زندگی این قدر که شما فکر میکنید بد نیست اول از همه شروع به ورزش کنید بعد با ادمهای مثبت رفت و امد کنید بعد کم کم میفهمید که چه قدر دچار تغییر شدید .ما امدنمان به این دنیا دست خودمان نبود پس مرگ هم دست ما نیست و تا میتونید کتاب روانشناسی و همینطور اشعار مولانا بخونید  دوستتون دارم به امید بهبودی یک یکمون     پریسا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به دوستهای گل و مهربون.من هم دچار این بیماری هستم ولی دارم رو مغز خودم کار میکنم زندگی این قدر که شما فکر میکنید بد نیست اول از همه شروع به ورزش کنید بعد با ادمهای مثبت رفت و امد کنید بعد کم کم میفهمید که چه قدر دچار تغییر شدید .ما امدنمان به این دنیا دست خودمان نبود پس مرگ هم دست ما نیست و تا میتونید کتاب روانشناسی و همینطور اشعار مولانا بخونید  دوستتون دارم به امید بهبودی یک یکمون     پریسا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: قله تنها</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-191517</link>
		<dc:creator>قله تنها</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 05:11:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-191517</guid>
		<description>من دانشجوی فوق روانشناسیم
افسردگی سرماخوردگیه روانی هست و پیش بینی میشه تا 2020 شایعترین بیماری جهان بشه
متاسفانه میزان شیوع این بیماری در کشور ما به دلایل فرهنگی و اجتماعی بالاتر از میانگین جهانیه
امروزه درمان های روانی و داروئی بسیار موثری برای این بیماری وجود داره
اما باز متاسفانه در کشور ما تکیه به مصرف دارو آن هم بدون تجویز خیلی رواج داره که مشکل رو نه تنها حل نمیکنه بلکه مسائل دیگه ای رو هم اضافه میکنه
آخرین یافته های روان شناسی نشون میده که بهترین روش پیشگیری و درمان این اختلال تغییر در سبک ها زندگی و تغییر سبک های فکری و شناختیست که با حمایت کوتاه مدت درمان داروئی موثرترین و پایاترین تاثیر رو میتونه داشته باشه (به این اصطلاحا رفتاردرمانی شناختی توام با درمان داروئی گفته میشه)
توصیه بنده به مبتلایان به این اختلال فلج کننده اینه که در کنار استفاده از درمان داروئی از روانشناسان متخصص و مجرب در این حوزه کمک بگیرن و مبادا که تنها وابسته دارو بشن

پیروز و پایدار باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من دانشجوی فوق روانشناسیم<br />
افسردگی سرماخوردگیه روانی هست و پیش بینی میشه تا 2020 شایعترین بیماری جهان بشه<br />
متاسفانه میزان شیوع این بیماری در کشور ما به دلایل فرهنگی و اجتماعی بالاتر از میانگین جهانیه<br />
امروزه درمان های روانی و داروئی بسیار موثری برای این بیماری وجود داره<br />
اما باز متاسفانه در کشور ما تکیه به مصرف دارو آن هم بدون تجویز خیلی رواج داره که مشکل رو نه تنها حل نمیکنه بلکه مسائل دیگه ای رو هم اضافه میکنه<br />
آخرین یافته های روان شناسی نشون میده که بهترین روش پیشگیری و درمان این اختلال تغییر در سبک ها زندگی و تغییر سبک های فکری و شناختیست که با حمایت کوتاه مدت درمان داروئی موثرترین و پایاترین تاثیر رو میتونه داشته باشه (به این اصطلاحا رفتاردرمانی شناختی توام با درمان داروئی گفته میشه)<br />
توصیه بنده به مبتلایان به این اختلال فلج کننده اینه که در کنار استفاده از درمان داروئی از روانشناسان متخصص و مجرب در این حوزه کمک بگیرن و مبادا که تنها وابسته دارو بشن</p>
<p>پیروز و پایدار باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: كژال</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-117980</link>
		<dc:creator>كژال</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 13:30:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-117980</guid>
		<description>مطالب خيلي خوب است اما بهتره آن را وسعت دهيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطالب خيلي خوب است اما بهتره آن را وسعت دهيد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: متین</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-2755</link>
		<dc:creator>متین</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 11:48:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-2755</guid>
		<description>من یه دختره 23 ساله هستم
زندگی برام پوچ و بی معنی شده
چند روز پیش وقتی به یادم اومد فروردین میرم تو 24 سال و از زندگیم هیچی نفهمیدم تا صبح گریه کردم
منم یکی از این افسرده ها هستم
هر لحظه منتظره عزرائیلم بیاد جونم و بگیره
هیچ ترسی از مرگ ندارم
بلکه خوشحالم میشم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من یه دختره 23 ساله هستم<br />
زندگی برام پوچ و بی معنی شده<br />
چند روز پیش وقتی به یادم اومد فروردین میرم تو 24 سال و از زندگیم هیچی نفهمیدم تا صبح گریه کردم<br />
منم یکی از این افسرده ها هستم<br />
هر لحظه منتظره عزرائیلم بیاد جونم و بگیره<br />
هیچ ترسی از مرگ ندارم<br />
بلکه خوشحالم میشم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مريم</title>
		<link>http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45/comment-page-1#comment-2148</link>
		<dc:creator>مريم</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Dec 2007 11:38:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.dokhtarooneh.com/psychology/45#comment-2148</guid>
		<description>سلام 
نمیدونم چرا ولی تقریبا" میشه گفت 90%مردم تهران افسرده اند من شهرهای دیگه هم زندگی کردم اما مردم شهرهای دیگه اینقدر ناراحت وغمگین نبودند من بعد از 3 سال زندگی در این شهر واقعا" افسرده خسته غمگین و پرخاشگر شده ام و توی زندگی مشترکم هم خیلی مشکل پیدا کردم خودم میدانم دچار افسردگی شده ام برای همین هم خواستم به یک روانپزشک مراجعه کنم اما هزینه های ویزیت آنها افسردگی آدم را بیشتر میکند 
30 دقیقه 12هزار تومان       45 دقیقه 18 هزار تومان       یک ساعت 24 هزار تومان
نمیدونم ولی به نظر من اون دکتری که اینقدر طمع کار خودش هم مشکل و کمبودهایی داره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
نمیدونم چرا ولی تقریبا&#8221; میشه گفت 90%مردم تهران افسرده اند من شهرهای دیگه هم زندگی کردم اما مردم شهرهای دیگه اینقدر ناراحت وغمگین نبودند من بعد از 3 سال زندگی در این شهر واقعا&#8221; افسرده خسته غمگین و پرخاشگر شده ام و توی زندگی مشترکم هم خیلی مشکل پیدا کردم خودم میدانم دچار افسردگی شده ام برای همین هم خواستم به یک روانپزشک مراجعه کنم اما هزینه های ویزیت آنها افسردگی آدم را بیشتر میکند<br />
30 دقیقه 12هزار تومان       45 دقیقه 18 هزار تومان       یک ساعت 24 هزار تومان<br />
نمیدونم ولی به نظر من اون دکتری که اینقدر طمع کار خودش هم مشکل و کمبودهایی داره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
